میخواهم بگریم و سخت بنالم
کین نالیدن سزای منست
عشق از سرم نرفت
ولیــکن
برای بازگشــت
شرمم شود از تو و خیال تو
باشد که بی تو باشم و بی تو سر کنم
شایـــد ســزای عشـــق من بی تو بودن ست
انــــــــدوه زخــمه میزند بر پـیـــکــــــر دلــــــــم
اینجاست انتهای صدها همه شور و اشتیاق
اینجاست انتهای صدها همه شور و اشتیاق
+ نوشته شده در شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۱ ساعت 10:14 توسط آمنه
|
در لحظه های با تو بودن بی تو بودن را نفرین میکنم