دیدار
دیدارلحظه دیدار نزدیک است .
باز من دیوانه ام، مستم .
باز می لرزد، دلم، دستم .
باز گویی در جهان دیگری هستم .
های ! نخراشی به غفلت گونه ام را، تیغ !
های ! نپریشی صفای زلفم را، دست!
آبرویم را نریزی، دل !
- ای نخورده مست -
لحظه دیدار نزدیک است

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۱ ساعت 11:20 توسط آمنه
|
در لحظه های با تو بودن بی تو بودن را نفرین میکنم