یا علی
خواندم به نام یا علی ، تا او گرفتارم کند.
راندم به عشقی لاجرم، تا او سزاوارم کند.
بر خویش خود گر تاختم، جزاو دگر نشناختم.
دل را به پایش سوختم . تا او خریدارم کند.
اندر سر هر چاه من ، بی کینه فریادی کنم.
خون دل خود می خورم.تا او سزاوارم کند.
از عشق او در اتشم ، با سوزها دم درکشم.
تا سوختن سازی شود، شاید که بیدارم کند.
آرام جان من علی ، هم روح ایمانم علی
در نقطه ی رب علی ، باشد که پرگارم کند.
اشکی یاد یا علی ، جان را گلستان می کند.
جانم گلستان کردای ، گر غیر تو خارم کند.
تو بو ترابی یا علی .خاک جهان بر سر کنم
گر زاهد خود بین ما ، پیوسته آزارم کند
فرشید احمدی
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۱ ساعت 16:20 توسط آمنه
|
در لحظه های با تو بودن بی تو بودن را نفرین میکنم