بیا
اي مرا آزرده از خود ، گر پشیمانی ، بیا
نغمه هاي نا موافق گر نمی خوانی ، بیا
تا که سر پیچیدي از راه وفا ، گفتم: برو
جز وفا اگر راهی نمی دانی ، بیا
یک نفس با من نبودي مهربان اي سنگدل
زان همه نامهربانی ، گر پشیمانی ، بیا
تاب رنجوري ندارم در پی رنجم مباش
گر نمی خواهی که جانم را برنجانی، بیا
خود تو دانی، دردها بر جان من بگذاشتی
تا نفس دارم ، اگر در فکر درمانی بیا
دشمن جانم تو بودي،درد پنهانم ز توست
با همه این شکوه ها ، گر راحت جانی بیا

+ نوشته شده در یکشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 13:52 توسط آمنه
|
در لحظه های با تو بودن بی تو بودن را نفرین میکنم