منم تنها ترين تنهاي دنيا
تويي زيبا ترين زيباي دنيا
منم مثل اميد يك قناري
قراري بر دل بي قراري
منم يلادي بي پايان عاشق
تو بودي مرهم زخم شقايق
تويي ساكت تر از پژواك شبنم
به روي برگ گلها خواب نم نم
منم آن لهجه لبريز از درد
نگاه تو نبود هرگزم سرد
تويي لالايي خواب خوش آواز
نگاهم را ببين در شوق پرواز
منم آن دختر لبريز از مهر
كه جادوي نگاهت كرده اش سحر
نگه ات را به لبها مي نگارم
فداي تار مويت هرچه دارم...
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۰ ساعت 0:16 توسط آمنه
|
در لحظه های با تو بودن بی تو بودن را نفرین میکنم