حسرت زده
نگاه پنجره امیدم از انتظار لبریز است به دمیدن عشق پاك و دست نخورده تو تا تپش قلب بی قرارم را ارام کنی دیگر
باید کدام برگ خزان را به یاد پاییز لحظه هاي دردناکم تا اهنگ سوزناك درد و رنجهایم را به همراه روزهاي پر
حسرتم به یغما ببرد براي از یاد بردن لحظه هاي بر باد رفته از کدام جاده به سویت گام بر دارم تا مقابل تو قرار
بگیرم؟سیماي کدام یکی از رویاهایت را بر امتداد مردمک چشمم با رنگ خیال نقاشی کنم تا تو به دیدارم بیایی؟به
گورستان خاطراتم قدم بگذار و بر سر مزار عشق و احساس دفن شده ام گل سرخی بگذار تا بفهمم هنوز به یادم هستی
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۰ ساعت 2:4 توسط آمنه
|
در لحظه های با تو بودن بی تو بودن را نفرین میکنم