نقاش بی همتا
زندگی هم زشت و هم زیباست
گر که زشتی آفریدی
زشتی اش در قعر شب پیداست
گر که زیبایی یقین
می ماند و خود
نقش بی همتاست
پس تویی ، نقش آفرین
نقاشی ات یکتاست
می کشی نقش پری ، تا آورد
از آسمان رازی
کزان روشن شود دنیا
می کشی دیوی که باشد بی سر و بی پا
می وزد توفنده بادی
غرد و ویران کند هر جا
بازوانت پر توان
خود میکنی تقدیر خود
یا زشت و یا زیبا
پس تویی نقش افرین ، نقاش بی همتا
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۰ ساعت 1:13 توسط آمنه
|
در لحظه های با تو بودن بی تو بودن را نفرین میکنم