مسافر
با تو هستم اي مسافر
اي به جاده تن سپرده
اي كه دلتنگي غربت
منو از ياد تو برده
هنوزم هواي خونه
عطر ديدار تو داره
گل به گل، گوشه به گوشه
تو رو ياد من مي ياره
با تو من چه كرده بودم
كه چنين مرا شكستي
بي وداع و بي تفاوت
سرد و بي صدا شكستي
به گذشته بر مي گردم
به سراغ خاطراتم
تازه مي شود دوباره
از تو داغ خاطراتم
به تو مي رسم هميشه
در نهايت رسيدن
هركجا باشي و باشم
به تو بر مي گردم از من
اين تويي هميشه ي من
توي آيينه تقدير
با همه شكستن ازتو
نيستم از دست تو دلگير
با تشکر فریبا ![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۰ ساعت 1:52 توسط آمنه
|
در لحظه های با تو بودن بی تو بودن را نفرین میکنم